محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
42
مجمع الانساب ( فارسى )
و كسبى تمام حاصل كرد . و هم در آن سال بود كه امير ، ولايت قصدار را باز تصرف گرفت و قصدار ملكى فراوان است از طرف بكران زمين ( ؟ ) و برفت و والى آن را بگرفت و بند كرد و مال را در تصرف آورد و بعد از قصدار قلعهء طبهار به دست آمد به هجده روز مستخلص گردانيد . دوم باره جنگ امير سبكتكين با شاه هند و چون كار سبكتكين بزرگ شد و چند نواحى از هندوستان بدست آمد جيپال - شاه هند - سپاهى به عدد ستارهء آسمان گرد كرد و روى به كابل نهاد . و با شاه هند چهار پسر بود . قضا را آن سال امير سبكتكين به كار سيستان مشغول بود ناگاه اين سپاه گران برسيد و سپاه امير بترسيدند . سبكتكين در چنين حالتى حيرت به خود راه نداد و پسر را بخواند و گفت اى محمود مردانه باش كه مردان را دو بار نبايد مرد و عاقبت حرب با كافران ، شهادت است يا غزا يا دنيا بدست آورده باشيم يا عقبى ، و لشكر را همچنين بگفت و با دلى قوى لشكر برگرفت و پذيرهء جيپال آمد . در اين حالت بيست هزار مرد غازى از ماوراء النهر برسيدند . و در ميان لشكر امير و هندوان رودى بزرگ بود سبكتكين ، امير محمود را با دو برادر خود يكى بغراجق نام و يكى قدرجق و هر سه به مقدمه فرستاد تا از رود بگذشتند و از پس پشت لشكر هندوان در - آمدند و از اين سوى امير با لشكرى بزرگ روى به ايشان نهاد و هندوان را در ميان گرفتند و شمشير در نهادند . و امير محمود در آن روز مرديها نمود و هجده [ نفر ] از خويشان شاه هند به دست خود بكشت و سرها به نيزه كرد و پيش پدر فرستاد و چند پيل نامى آن روز بگرفت اما يك برادر سبكتكين - نام قدرجق - در آن روز شهادت يافت و اين حرب قريب بيست روز بكشيد و هر روز ظفر مسلمانان را بود و پيغامها در شب به هم فرستادندى . عاقبت شاه هند هزيمت يافت و به صلح قرار دادند و چهار قلعهء محكم با نعمت بداد و صد سر پيل ، و شاه بازگشت و هرگز نام غزنين نبرد . و در اين سال بود كه سبكتكين ، امير محمود را بند برنهاد . بند برنهادن امير سبكتكين امير محمود پسر خود را و اين حال چنان بود كه چون حاسدان و دشمنان ، عنايت پدر در حق پسر